و جهان را دوست بدار / شکریه عرفانی

دست بکش بر اندامم

که فراز و فرود جهان است

تو را به جان خویش فرا می‌خوانم

و لبریزت می‌کنم از عشق

به آغوشم بگیر

با جهان یکی شو

شادی از اینجا آغاز می‌شود

خلقت از اینجا

مرگ از اینجا

به آغوشم بگیر

و جهان را دوست بدار

جهان را با تمام مزارع تریاک و گندمزارهایش

با خوشه خوشه کلاهک‌های اتمش

تاکستانهایش

و مرا دوست بدار

با غم‌هایم

شادیهایم

جهانی هستم که تو را به خویش فرا می‌خوانم

و می‌خواهمت

که لمس کنی عریانی‌ام را

تا آشکار شود

بر تو

حقیقت آیات خداوندگار

هیچ پیامبری جفت خویش را به آسمانها نبرد

من آسمانم

خاکم

دریایم

و تو در آغوش من جاودانه خواهی گشت