دربارۀ ما

خوابگزار یک وبلاگ کوچک برای گلچین کردن شعرهایی است که هر روز و شب از برابر دیدگان ما می گذرند و گاه و بی گاه بر لب زمزمه می کنیم.

برای انتشار اشعارتان با نام خودتان در خوابگزار می توانید پایین این برگه در بخش نظرات برای ما پیغام بگذارید.

شاد باشید و در پناه خداوند متعال سلامت و پیروز.

زمستان 1395

۸ Replies to “دربارۀ ما”

  1. سلام و عرض ادب. با اجازه چند شعر براتون می فرستم

    ۱-
    دلتنگی شبیه تو نیست
    گاه و بی گاه در می زند
    هر جا دلش خواست می نشیند
    و با حسادت عجیبی
    درباره تو حرف می زند!
    آرزو نوری

    ۲-
    تلویزیون را خاموش کن!
    از جنگ که می گویند
    چهارستون تن ام می ریزد
    برادر کوچک ام
    سربازی نرفته
    و خانه پدری ام
    به مرزها نزدیک است
    آرزو نوری

  2. می توانم برای تو
    نقش آدم های مهربان را بازی کنم
    می توانم حتی
    آنقدر مهربان باشم
    که این خانه
    که بعد از واتیکان
    کوچکترین کشور دنیا برای من است
    نوبل صلح خاور میانه را بِبَرَد
    بِبَرَد توی هال
    قاب کند بالای تلویزیون بگذارد
    و هر روز صبح
    با چه کنم چه کنمِ آفتاب
    یک استکان چای داغ سر بِکِشد
    بِکِشد بِبَرَد توی اتاق خواب
    و تو را که هیچ وقت با این خانه نخوابیده ای
    بیدار کند
    و سیر تا پیاز زندگی ام را برای هزارمین بار
    برایت تعریف کند
    و من از پنجره
    پرده بردارم و کاری کنم
    در همین حد و حدود
    که درِ این اتاق را باز بگذارم
    تا مسافرانِ خسته ی این خانه
    گهگداری هم روی زمین این اتاق
    ساعت ها فراموش شوند
    و بگذارم باد
    بوی مسافرانی را از این اتاق عبور دهد
    که هرگز ندیده ایم
    ساعت فروشِ دوره گردی
    که به اندازه ی فاصله ی این اتاق تا کشور بعدی
    قرار است زمان از دست بدهد
    به ایستگاه این اتاق آمده
    و ساعتی را به یادم می اندازد
    که عقربه ی بزرگش این خانه بود
    و ثانیه شمارش منی
    که قرار نیست در آینده تو را ملاقات کنم
    هنوز آفتاب
    قدِ چشمانِ تو پایین نیافتاده
    رادیو را روشن می کنم
    و برای هزارمین بار می شنوم
    که هواشناسی مثل هر روز
    جهت باد را
    از روی موهای تو
    تشخیص می دهد
    ..
    بهرام روحانی
    از مجموعه شعر “جعبه ی سیاه”
    نشر تنفس-پاریس

  3. سلام دوستان و وقتتان بخیر
    شعری برایتان ارسال کرده ام. امیدوارم قابل به اشتراک گذاری و بارگذاری در سایتتان باشد. اما لطفا در صورتیکه جهت بارگذاری روی سایت، مورد تاییدتان قرار گرفت از قسمت پیامها حذف نمایید تا در پیامها نمایش داده نشود. سپاسگزارم
    ارادتمند
    روحانی

  4. با سلام. اگر ممکنه این شعر از من هم بزارید تو سایتتون… شاعر هستم.

    با رفتنت از من نگارم را گرفتی
    از من تمام روزگارم را گرفتی

    از این فراقت جان من بر لب رسیده
    ای جانِ من تاب و قرارم را گرفتی

    انگار قسمت نیست وصل ما در این‌عُمر
    تا که حضورت از کنارم را گرفتی

    بخشیدنت آسان که نه امّاچه سخت است
    وقتی تمام اعتبارم را گرفتی

    مویم سفید شد بس‌که بهرت گریه کردم
    با رفتنت از من نگارم را گرفتی

    #ابراهیم_کشاورزپور
    #نگار

  5. وقتی دل ِمن از همه دنیا کلافه است
    وقتِ قرار ما دو نفر، کُنجِ کافه است!

    می نوشم از نگاه تو یک استکان غزل
    دیگر چه جای گفتن ِ حرف اضافه است؟!

    تصویرهای زشت، فراموش می شوند
    تا چشم، محوِ آینه ای خوش قیافه است!

    بی عشق ِدوست، جاذبه ای نیست در جهان
    دنیا بدون ِروی تو حرفی گزافه است

    وقتی که رنگِ چشمِ تو شد سرنوشتِ من
    دیگر چه جای قهوه و فال و خُرافه است؟!

    ما با زبانِ شعر و غزل حرف می زنیم
    اظهار ِعشق ما دو نفر در لَفافه است!

    هر شب برای وصل، توّسل نموده ای
    تعویذِ اشکهای تو لای ملافه است !
    دکتر یدالله گودرزی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *