خوابگزار

گنجینۀ شعر فارسی

آرشیو شاعران

اشعار علیرضا روشن

لبت بر لب / علیرضا روشن

لب بر لبت
چنانت به درخت بچسبانم به دلتنگى
که درخت شوى
که رفتن اگر بخواهى
نتوانى
که بمانى
و گر سخن از رفتن کنى
بر اسبت بنشانم
پیشاروى خویش
در شبِ مهتاب
موى تو از یالِ اسب
تشخیص نتوانم داد
هر دو در باد
روى تو از ماه
به سوى خویش بگردانم
چنان ببوسمت به دلتنگى
که ماه
آه بتابد.

دنیایی که از شعر ساخته می شود

شعر تمامی دلهره های انسان را به رودی سرشار از زندگی تبدیل می کند و در کوچه ها جاری می شود.
شعر از تمامی دنیای ما صادق تر، مهربانتر و سازنده تر است.
دنیایی که با شعر ساخته می شود، دنیایی ست که انسان، خودش و همنوعانش را دوست دارد.
 
یک دوستدار شعر از روستای لیاول علیا