بوی گندم / شهیار قنبری

بوی گندم مال من، هرچی که دارم مال تو
یه وجب خاک مال من، هرچی می‌کارم مال تو

اهل طاعونی این قبیله ی مشرقی‌ام
تویی این مسافر شیشه‌ای شهر فرنگ

پوستم از جنس شبه، پوست تو از مخمل سرخ
رختم از تاوله، تن‌پوش تو از پوست پلنگ

بوی گندم مال من، هرچی که دارم مال تو
یه وجب خاک مال من، هرچی می‌کارم مال تو

تو به فکر جنگل آهن و آسمون خراش
من به فکر یه اتاق اندازه تو واسه خواب

تن من خاک منه، ساقه گندم تن تو
تن ما تشنه‌ترین، تشنه یک قطره‌ی آب

بوی گندم مال من، هرچی که دارم مال تو
یه وجب خاک مال من، هرچی می‌کارم مال تو

شهر تو شهر فرنگ آدماش ترمه قبا
شهر من شهر دعا همه گنبداش طلا

تن تو مثل تبر، تن من ریشه سخت
طپش عکس یه قلب مونده اما رو درخت

بوی گندم مال من، هرچی که دارم مال تو
یه وجب خاک مال من، هرچی می‌کارم مال تو

نباید مرثیه‌گو باشم واسه خاک تنم
تو آخه مسافری خون رگ اینجا منم

تن من دوست نداره زخمی دست تو بشه
حالا با هرکی که هست، هرکی که نیست، داد می‌زنم

بوی گندم مال من، هرچی که دارم مال من
یه وجب خاک مال من، هرچی می‌کارم مال من.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *